تبليغاتX
یا صاحب الزمان ادرکنی

یا صاحب الزمان ادرکنی

السلام علیک با بقیه الله الاعظم

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 تاریخچه مسجد جمکران

مسجد مقدس جمکران، در بخش شرقی شهرستان مذهبی قم قرار دارد. بنای این مسجد، به دستور حضرت ولی عصر(عج) به حسن بن مثله جمکرانی، در روز سه‏شنبه هفدهم ماه رمضان سال 373 یا 393 ق، با تشریفاتی خاص و برای هدفی بزرگ در این زمین مقدس انجام گرفته و بیش از هزار سال از آن تاریخ می‏گذرد. به طور طبیعی و بر اساس شواهد تاریخی، ساختمان مسجد بارها تعمیر و بازسازی شده تا به صورت فعلی درآمده است.

پیشگویی امیر مؤمنان علیه‏السلام

امیرمؤمنان حضرت علی علیه‏السلام در روایتی طولانی، از تشریف‏فرمایی حضرت مهدی(عج) به شهر قم، و تجلّی آن حضرت در کنار مسجدی در نزدیکی دهی کهن به نام جمکران خبر داده است. در بخشی از این روایت چنین می‏خوانیم: «در اول ظهور، قائم آل محمد(عج) از شهری که آن را قم گویند خروج نماید و مردم را به حق دعوت کند و همه مردمان از شرق و غرب به آن شهر قصد کنند و اسلام تازه گردد». حضرت در بخش دیگری از این حدیث می‏فرماید: «پرچم قائم ما، بر این کوه سفید است ،به نزد دهی کهن که در کنار مسجد است و قصری که آن را جمکران خوانند».

همسان کعبه

آن‏گاه که حضرت مهدی(عج) دستور بنای مسجد مقدس جمکران را صادر کرد، به حسن‏بن‏مثله جمکرانی فرمود: «این زمین شریفی است که حق تعالی آن را از زمین‏های دیگر برگزیده است». سپس حضرت نمازهای ویژه‏ای را برای این مسجد ذکر کرد و فرمود: «هر کس که این دو نماز را در این مکان به جا بیاورد، مانند کسی است که در کعبه نماز گزارده است». همچنین اهتمام عالمان گذشته و معاصر در گفتار و عمل در مورد مسجد مقدس جمکران، گواه دیگری بر کرامت و منزلت این مکان مقدس و جایگاه و موقعیت ویژه و ممتاز آن می‏باشد. مرحوم محدث نوری در کتاب‏های خود، مسجد جمکران را از مکان‏هایی معرفی کرده‏اند که دعا در آن به اجابت نزدیک است.

     

از نگاه بزرگان

مسجد مقدس جمکران، از دیدگاه عالمان بزرگ شیعه و بندگان وارسته پروردگار، موقعیت ویژه‏ای داشته است و آن بزرگواران، همگان را بر اهتمام به آن مسجد و استفاده از فیض مادی و معنوی آن تشویق می‏کرده‏اند. در اینجا، به برخی از این سخنان اشاره می‏کنیم:

مقام معظم رهبری: مسجد جمکران، گنجینه فناناپذیر شیعه می‏باشد و باید از آن بهره‏مند شویم.

آیت‏اللّه‏ العظمی بهجت: خود این مسجد، افراد را راهنمایی می‏کند. حرف من این است که ما معتقدیم این مشاهد مبارکه و مساجدی نظیر جمکران، مستغنی از معرّفی هستند. اگر کسی بگوید رفتم و چیزی در آنجا ندیدم، به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است یا برای امتحان رفته یا همین‏طور رفته است. به هر حال بهترین معرّفِ این اماکن، خودشان هستند.

آیت‏اللّه‏ العظمی مکارم شیرازی: مسجد جمکران، مطابق روایت موجود، به فرمان حضرت مهدی(عج) برای هدف بزرگی در این منطقه از شهر تاریخی ـ مذهبی قم ساخته شده است. هرکس در فضای ملکوتی آن قرار می‏گیرد، احساس روحانیتی عجیب و جاذبه معنوی فوق‏العاده می‏کند. این جاذبه نیرومند معنوی، به اضافه قضای حوایج و حل مشکلات فراوانی که مردم از عبادت در آن و توسل به حضرت مهدی(عج) دیده‏اند، بر شکوه دامنه آن افزوده است.

آیت‏اللّه‏ العظمی فاضل لنکرانی: در دوران طلبگی، من خیلی زیاد به مسجد جمکران می‏رفتم و کرامات زیادی در این مسجد دیده و شنیده‏ام.

آیت‏اللّه‏ العظمی بروجردی: اگر برای من مقدور بود، نمازهای واجب روزانه را هم در مسجد جمکران می‏خواندم.

آیت‏اللّه‏ العظمی مرعشی نجفی: حقیر مکرر کراماتی در آنجا مشاهده کرده‏ام. جای تردید نیست که از امکنه‏ای است که مورد توجه و منزول برکات الهی می‏باشد و بعد از مسجد سهله، این بهترین مقام و جایی است که منتسب به حضرت ولی‏عصر(عج) می‏باشد.

            بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

    

مسافران عشق

مسجد مقدس جمکران، این پایگاه عظیم معنوی و مرکز انوار ولایت مهدوی، همواره در طول زمان مورد توجه و اهتمام عالمان و بزرگان و قشرهای مختلف مردم بوده است و چه بسا فاصله شش کیلومتری قم به جمکران را با پای پیاده و با قلبی آکنده از عشق و ارادت به حضرت ولی‏عصر(عج) طی می‏کردند. اشتیاق و علاقه وافری که عموم مردم و به‏ویژه جوانان برای تشرّف به این مکان شریف و راز و نیاز با خداوند و توسّل به وجود مبارک مولایشان دارند، وصف‏ناپذیر است. به همین دلیل، این مرکز، به یکی از بزرگ‏ترین مجموعه‏های منتسب به ساحت مقدس امام زمان(عج) تبدیل شده که هر ساله، پذیرای بیش از پانزده میلیون نفر از عاشقان یوسف زهرا علیهاالسلام از داخل و خارج کشور می‏باشد و جالب اینجاست که 85 درصد این جمعیت را جوانان تشکیل می‏دهند.

طرح جامع مسجد

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش معنویت و توجه به فرهنگ مهدویت و ولایت، رغبت قشرهای مختلف مردم در تشرّف به مسجد مقدس جمکران افزایش یافت و این چشمه جوشان، به صورت منبعی خروشانْ روح و جان دلباختگان را به خود جذب کرده و آنان را به خود کشانید و عاشقان ولایت پس از دمیده شدن روح معنویت در جسم و جانشان به دیار خود بازمی‏گشتند. سرازیر شدن دوستداران اهل‏بیت به جمکران و نبود امکانات و فضای کافی، مسئولان را بر آن داشت تا طرحی جامع برای رفاه حال مسافران و عاشقان امام‏زمان(عج) تدارک ببینند.

   

سفر عشق

«قدم در کوچه‏های انتظار می‏زنم و هراز چندی دلم روانه به سوی عشق می‏شود.

هر از گاهی قدم به قبله گاه عشق می‏گذارم. به سرزمین رازها، مرکز امدادها و عنایت‏ها. در مسجد مقدس جمکران و در عالم انس و محبت، دل‏های عاشق به هم الفت گرفته‏اند و با مهربانِ غایب از دیده دنیایی ما، از نامهربانی خود سخن می‏گویند. زمانی که به مسجد جمکران می‏آیی، می‏یابی که سفر همیشه برای تفریح و سرگرمی نیست و گاهی سفر برای دل است، برای زیارت و برای عشق، آن هم عشق به تمام خوبی‏ها و زیبایی‏های عالم وجود. سلام بر جمکران، فرهنگ‏سرای عشق و امید. سلام بر شاهراه ارتباطی دل‏های به انتظار نشسته و سلام بر جمکران و گنبد فیروزه‏ای رنگش». 

        بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

   

مکان واقعي مسجد قديمي جمکران

همانطور که در تصویر پیداست این بخش که با سنگهای تیره (سه خط مشکی) به شکل یک محوطه مستطیل شکل به ابعاد حدود 14 در 6 متر از بقیه سطح مسجد مجزا شده ، در زمان حیات حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی و تحت اشراف ایشان ، پس از تخریب مسجد کوچک قدیمی و جایگزینی ساختمان جدید ، بدین شکل علامتگزاری شد و هم اکنون در مسجدمقام می باشد .

طبیعی است این سنگها بخاطر مفروش بودن سطح مسجد، از دیدها پنهانند.

سفياني کيست ؟

سفياني مردي سرخ رنگ، بور، چشم آبي، پيشاني پهن و چهار شانه است و صورتي خشن دارد و اثر آبله بر صورتش مشهود است. نقطه سفيدي در چشمش هست که هر که او را ببيند گمان مي­کند که کور است در حاليکه اينطور نيست و او خبيث­ترين مردم است که هيچ­گاه خدا را نپرستيده است[1]و از نوادگان عثمان و نام پدرش عينيه و يا عنبسه مي­باشد.

  سفياني به قدري بد­دل و شکاک وسنگدل است که همسر خودش را که مادر فرزندانش است را زنده به گور مي­کند براي اينكه مي­ترسد جاي او را لو بدهد.[2]

او قبل از خروج با اظهار زهد و بي­اعتنايي به دنيا و پوشيدن لباسهاي کهنه و مندرس و نان و نمک خوردن و بذل اموال فراوان دلهاي افراد جاهل و اراذل و اوباش و همچنين گروهي از علماي ساده لوح را نيز به خود جذب کرده بدينوسيله طرفداراني پيدا مي­کند و از طرفي در اين زمان سرزمين شام هم ميدان تاخت و تاز چندين لشگر با يکديگر هست که معروفترين اين لشگرها، لشگر اصهب و ابقع است و لشگرهاي ديگر احتمالا حاکمان مناطق مختلف شام و مردمان آن سرزمين هستند. 

سفياني به قدري بد­دل و شکاک وسنگدل است که همسر خودش را که مادر فرزندانش است را زنده به گور مي­کند براي اينكه مي­ترسد جاي او را لو بدهد

نشانه هاي خروج سفياني

 در اين هرج و مرج است که سفياني در ماه رجب از وادي يابس[3] خروج مي­کند و آن سرزميني خشک و بي­آب و علف است و تقريبا در حوالي مرز سوريه و اردن قرار دارد. شعار او «يا رب يا رب يا رب ثم النار»[4] و از نشانه هاي خروج او خسف در سمت غربي مسجد دمشق و زلزله و خسف در روستايي در جنوب دمشق به نام جابيه[5] است. پس از خروج تا چندين ماه مشغول مبارزه و درگيري براي از بين بردن نيروهاي مختلف در شام است که همان کافران هستند و در اين زمان به شيعيان کاري ندارد.

از امام صادق(ع) پرسيدند: وقتي سفياني خروج مي­کند ما چه کار کنيم؟ حضرت فرمودند:  مردان چهره خود را پنهان کنند. بر زنان و فرزندان مشکلي نيست و چون بر پنج شهر شام مسلط شد شما بسوي ولي امر خود حضرت مهدي(عج) کوچ کنيد.[6]

سپس کافران آنقدر همديگر را مي­کشند تا اينکه سرانجام سفياني بر همه آنها غلبه مي­کند و حکومت پنج شهر از شام (فلسطين، اردن، دمشق، قنسرين و حمص)[7] را بدست مي­گيرد و در اثر جنگ بين اين سه دسته شام به ويرانه مبدل خواهد شد.

جنايات سفياني

سفياني يک لشگر بسوي عراق و لشگر ديگري به سوي حجاز مي­فرستد. لشگري که بسوي عراق مي­رود در قرقيسيا با لشگري از کافران روبرو مي­شود و جنگ بزرگي بين اين دو گروه ستمگر در مي­گيرد که به قولي صد هزار و به قولي ديگر شصت هزار کشته بر جاي مي­گذارد. اين حادثه پديده اي را بوجود مي­آورد که تا آن هنگام چنين رخدادي براي زمينيان و آسمانيان بوجود نيامده و تا زماني­که آسمان و زمين هست چنين اتفاقي نخواهد افتاد. کسي از آسمان طلوع مي­کند و صدا مي­زند: اي پرندگان آسمان و اي درندگان زمين! بشتابيد و خود را از گوشت ستمگران سير کنيد.[8]

امير المومنين(ع) در خطبه­اي مي­فرمايند:

سفياني بخاطر بغض و کينه و عداوتي که با آل محمد(ص) دارد هر کس را بيابد که نام او محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين، جعفر، موسي، فاطمه، زينب، مريم، خديجه، سکينه و رقيه باشد به قتل مي­رساند تا جايي­که افرادش را به شهرها مي­فرستد و بچه­هاي کوچک و اطفال خردسال را پيش او جمع مي­کنند و او دستور مي­دهد تا روغن زيتون را به جوش آورند و آن بچه هاي کوچک به او مي­گويند اگر پدران ما با تو مخالفت مي­کنند گناه ما چيست؟ او اعتنا نمي­کند و هر کس که آن نامها را داشته باشد مي­جوشاند.[9]

سفياني پس از تثبيت حکومتش شروع به دشمني و کينه ورزي نسبت به شيعيان کرده و فجايع وحشت­زا و مرگباري را بوجود مي­آورد به گونه­اي که امام صادق عليه السلام در اين زمينه مي­فرمايد: «منادي او ندا مي­دهد که هر کس سر يک تن از شيعيان را بياورد هزار درهم پاداش اوست و در اين هنگام همسايه به همسايه حمله برده و مي­گويد اين شخص از شيعيان است پس گردن او را مي­زند و هزار درهم جايزه مي­گيرد»[10]

سپس عراق را وحشت فراوان فرا مي­گيرد و پس از آن وارد زوراء -که همان بغداد است، مي­شوند و دست به کشتار وسيعي مي­زنند. امام صادق(ع) در اين رابطه مي­فرمايند: تا سه روز همه چيز را مباح اعلام مي کند و شصت هزار نفر را مي­کشد و خانه هايشان را ويران مي­کند و بعد از آن تا هجده روز اموال آنان را بين خود تقسيم مي­کنند[11]

سپس به طرف کوفه و نجف مي­روند و هزاران دختر باکره را به اسارت مي­گيرند ولي پيش از آنکه بلايي سرشان بياورند سپاه يماني و خراساني همانند دو ناجي سر مي­رسند و اسيران را از چنگ آنان خلاص کرده و آنها را به قتل مي­رسانند بطوريکه حتي يک نفر از آنها هم زنده نمي­ماند.

اما لشگري که بسوي حجاز مي­رود وقتي که به مدينه مي­رسد تا سه شبانه روز در مدينه قتل و غارت انجام مي­دهند[12]

و به قدري فجايع وحشتناک در آنجا بوجود مي­آورند که ناگفتني است و بنابر بعضي از نقلها از فاجعه حره سنگين­تر است.[13] پس از آن بسوي مکه مي­روند تا به مبارزه با حضرت مهدي بپردازند. وقتي به سرزمين بيداء که در ميان مکه و مدينه قرار دارد مي­رسند زمين آنها را با تمام ابزار و ادوات به امر خدا به کام خود فرو مي­برد و فرو رفتن آنها سريع و بي­صدا اتفاق مي­افتد و از آن لشگر فقط دو نفرباقي مي­مانند که صورتهايشان به پشت برگشته تا نشانه­اي از عذاب الهي باشند و اين دو نفر به نامهاي بشير و نذير بوده که بشير اين خبر را به امام زمان مي­رساند و نذير هم به سفياني و سپس لشگريان سفياني و لشگريان حضرت ولي عصر(عج) در کنار درياچه طبريه به يکديگر مي­رسند و جنگ سختي بين طرفين در مي­گيرد و تمام لشگريان سفياني نابود مي­شوند و فقط خودش باقي مي­ماند که حضرت او را نيز در کنار درياچه طبريه زير درختي گردن مي­زند و جهاني را از شر فتنه­اش آسوده مي­کند. بدين ترتيب قضيه سفياني تمام مي­شود.

      

امام زمان چه کساني را خواهد کشت؟

هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قيامت - قسمت هفتم

اشاره:

صحنه‏هاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصه‏اى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. در شماره پيشين با بيان مقدمه مفصل درباره اين ارتباط موضوع چهارده شماره همراه با چکيده مباحث آن ارائه گرديد تا خواننده محترم در جريان و پيوند مطالب باشد. اکنون پنجمين شباهت تقديم مي گردد.

 

شماره پيشين: ظهور خيلي نزديک است! (نزديك بودن آن حادثه بزرگ)

7 - عذاب بزرگ

خداوند متعال نسبت به بندگان خود كمال مهربانى را دارد و رحمت او از غضبش بيشتر و پيشتر است. او راه درست زندگانى را براى آفريدگانش ترسيم كرده و توسط فرستادگانش به آنان ابلاغ نموده و پاداشها و ثوابهاى دنيوى و اخروى را براى فرمانبرداران و نيكوكاران وعده و مژده داده و بدكرداران و عصيانگران را به عذابهاى خود تهديد كرده است. او به منظور بازداشتن بندگان از كجروى و جلوگيرى از گرفتار شدنشان در باتلاق گناه و آلودگى، عواقب شوم زشتيها را به وسيله حجتهاى خويش به آنان گوشزد نموده و از كيفرها و عذابهاى دنيوى و اخروى بر حذر داشته است. البته عذابها و كيفرهاى دنيوى بيشتر براى پيشگيرى از گرفتار آمدن در عذاب اخروى است كه عذابى بزرگ و طاقت فرساست. براى اينكه تا دير نشده بدى‏ها را رها كنند و گذشته را جبران نمايند و با توبه و انابه به درگاه حق آثار زشتى‏ها را از جسم و جان خود بزدايند.

از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - به عرصه‏هاى رستاخيز؛ كيفرهاى بزرگ و سختى است كه براى بدكرداران مقرر گرديده است. زيرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پايان يافته است. در اين‏جا به برخى از متون روايى درباره كيفرهاى زمان ظهور اشاره مى‏كنيم.

امام باقرعليه السلام فرمودند: هرگاه حضرت قائم  قيام كند، به سوى كوفه مى‏رود. پس از آن ده‏ها هزار نفر كه «بتريه» ناميده مى‏شوند و اسلحه پوشيده‏اند، بيرون آمده به آن حضرت عرضه مى‏دارند: از همان‏ جا كه آمده‏اى بازگرد، كه ما را به بنى فاطمه نيازى نيست. پس آن حضرت شمشير در ميان آنها مى‏نهد تا همگى ايشان را از ميان بردارد. سپس داخل كوفه مى‏شود و هر منافق ترديد كننده را مى‏كشد و كاخ‏هاى آنان را خراب مى‏كند و جنگجويان آن ديار را به قتل مى‏رساند تا خداوند - عزّوجلّ - خشنود گردد.(1)

مفضل به عمر جعفى مى‏گويد از حضرت امام صادق‏ عليه السلام راجع به قول خداوند »وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْاَكْبَرِ«؛(2) البته كه ما آنان را از عذاب نزديكتر به جز عذاب بزرگ بچشانيم؛ پرسيدم. امام صادق‏ عليه السلام فرمود: عذاب أدنى (نزديكتر) گرانى نرخهاست و عذاب اكبر(بزرگ) قيام حضرت مهدى‏عليه السلام است.(3)

در دعاى ندبه مى‏خوانيم أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ المُعْتَدِينَ أَيْنَ هادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الفُسُوقِ وَالعِصْيانِ وَالطُّغْيانِ أَيْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الغَيِّ وَالشِّقاقِ أَيْنَ طامِسُ آثارِ الزَّيْعِ وَالأَهْواءِ أَيْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الكِذْبِ وَالاِفْتِراءِ أَيْنَ مُبِيدُ العُتاةِ وَالمَرَدَةِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ العِنادِ وَالتَّضْلِيلِ وَالإِلْحادِ أَيْنَ مُعِزُّ الأَوْلِيآءِ وَمُذِلُّ الأَعْدآءِ؛ كجاست درهم شكننده شوكت ]و عظمت پوشالى[ تجاوزگران؟ كجاست خراب كننده بناهاى شرك و نفاق؟ كجاست نابود كننده اهل فسق و گناه؟ كجاست درو كننده شاخه‏هاى گمراهى و دو دستگى؟ كجاست فنا كننده اهل سركشى و طغيان؟ كجاست ريشه كَننده اهل لجبازى و گمراهى و الحاد؟ كجاست عزت دهنده دوستان و خوار كننده دشمنان؟ در قيامت نيز عذاب الهى نسبت به كافران و منافقان و ستمگران فراگير و شديد و دردناك است. چنانكه خداوند مى‏فرمايد:

»اِنَّ الْذَينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ«؛(4) البته كسانى كه به آيات خداوند كفر ورزيدند؛ كيفر سختى دارند.

»سَيُصيبُ الَّذينَ اَجْرَمُوا صِغارٌ عِنْدَاللَّهِ وَعَذابٌ شَديدٌ«؛(5) به زودى كسانى كه جرم كردند (و مردم را از مسير حق بازداشتند) به حقارت نزد خداوند و عذاب شديد گرفتار خواهند شد.

»سَيُصيبُ الّذَينَ كَفُروا مِنْهُمْ عَذابٌ اَليمٌ«؛(6) به‏زودى كسانى كه كفر ورزيدند، آنان را عذابى دردناك خواهد رسيد.

»وَلَعَذابُ الْاخِرَةِ اَشَدُّ وَاَبْقى«؛(7) در حقيقت عذاب (و كيفر) آخرت سخت‏تر و پاينده‏تر است.

»يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ اَرْجُلِهِمْ«؛(8) روزى كه عذاب (بزرگ الهى) آنان را از بالاى سر و از زير پاهايشان فرا مى‏گيرد.

 

كهف امان

حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) از پدران گرامیش (علیهم السلام)از حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در وصف فرزندش مهدى آل محمّد (علیهم السلام) چنین نقل فرموده است كه : أوسعكم كهفاً ، وأكثركم علماً ، وأوسعكم رحماً یعنی (حضرت مهدى (علیه السلام) ) از همه شما بیشتر مردمان را پناه مى دهد و از همه شما علمش افزونتر است و رحمت و لطفش از همه فراگیرتر .

هر كه به آن جناب پناهنده شود و از او تقاضاى لطف و رحمت كند نا امید نخواهد گشت و آن حضرت او را امان خواهد داد و چون همگان را مى پذیرد به همین خاطر كهف امانش از همه وسیعتر است و رحمتش از همه واسعتر

این كلام كه به نقل علاّمه حرّ عاملى چهار معصوم آن را نقل فرموده اند گوهرى از خزائن معرفت آن ولىّ الله الأعظم است كه در نهایت ظرافت ، عمق رأفت او را بیان مى كند و وسعت رحمت او را بر عموم یادآور مى شود و از آنجا كه مولى الموحّدین حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) رأفت او را به كهفى تشبیه مى فرماید، مى توان نكته ها فهمید كه چگونه لطف عامّش نه تنها شیعیان و محبّان ، كه حتّى عموم مردمان را فرا گرفته است ، همچون كهفى كه ملجأ هر پناهجوئى است و  آغوش امن و امان بر بى پناهان گشوده است و هر كه به او روى آورد ایمن خواهد بود . با استناد به این روایت مى توان گفت كه : هر كه به آن جناب پناهنده شود و از او تقاضاى لطف و رحمت كند نا امید نخواهد گشت و آن حضرت او را امان خواهد داد و چون همگان را مى پذیرد به همین خاطر كهف امانش از همه وسیعتر است و رحمتش از همه واسعتر ، همانگونه كه درباره بشیر(1) یكى از سپاهیان سفیانى در خسف بیداء(وادی میان مکه و مدینه) و خود سفیانى كه مهمّترین دشمنان امام زمان (علیه السلام) است (در منطقه ای از شامات) چنین خواهد بود ، مگر آنكه مردمان از سایه مهرش دورى كند و در برابر این بحر موّاج لطف به ستیزگى برخیزند كه قطعاً به خاك هلاكت خواهد افتاد .

پی نوشت

(1) بشیر به دستور جبرئیل به خدمت حضرت مهدی(ع) رفته و خبر هلاکت لشکر سفیانی را به ایشان می‏دهد و سپس به دست آن حضرت توبه می‏کند و حضرت هم مرحمت کرده و او را به حالت اولش برمی‏گردانند.

نذیر هم برای انذار و برحذر داشتن سفیانی، به شام می‏رود و او را هم از این جریان خبردار می‏کند و خود می‏میرد.

مکه پس از این جریان امنیت خویش را باز می‏یابد و احدی از پادشاهان و فرمانروایان جرأت نمی‏کند که به قصد جنگیدن با این جمعیت تازه وارد مکه، بدانجا رو کند و هر کدام هم که راه افتاده بودند برمی‏گردند که مبادا آنها هم دچار چنین سرنوشتی بشوند.

امام(ع) هم که به مرتب کردن و آموزش سپاه ده هزار نفری خویش در مکه مشغول بوده‏اند، آنها را حرکت داده و رو به مکه می‏کنند تا اینکه به محلی که سپاه سفیانی فرو رفته بودند می‏رسند و حضرت به یاوران خویش آن نقطه را نشان می‏دهند.

سفیانی که بخشی از سپاهش در بیابان‏های حجاز فرو رفته‏اند و بخشی دیگر هم در عراق از سید خراسانی و یمنی شکست جدی خورده‏اند، سعی می‏کند که در منطقه شام تا آنجا که می‏تواند تجدید قوا کند تا این امکان را بیابد که بزرگ‏ترین صحنه جنگ باحضرت را پس از ظهورشان به تصویر بکشد و جنگ خونباری را از دمشق تا قدس به پا کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/22ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط احمد قاسمی  | 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com             

هم اندیشی جملات حضرت جواد الائمه (ع) در باب عصر غیبت

ایام ولادت جواد الائمه(ع) جوان ترین امام طریق حقه شیعه است . ورای برگزاری جشن و سرور تصمیم گرفتیم بیاناتی از ملکوت جان امام رضا (ع) یعنی امام محمد تقی(ع) را به هم اندیشی بگذاریم . جملات را بخوانید . برای خودتان بخوانید و با روح توحیدی و ولایی تان آمیزش دهید . فکر می کنید جوادالائمه (ع) ، باب المراد دریچه های ذهنی روحتان می شود ؟ بنویسید تا با این هم اندیشی که تشویق دوستان ولایی و هیئتی به تفكر است چیزی گیرمان بیاید . ما چیزهایی در نهادمان داریم که امانتهایی است برای دیگران

۱ - فرمود مولانا جواد الائمه(ع) : به راستی خدای تبارک و تعالی امر او (حضرت وليعصر  عج ) را در یک شب اصلاح فرماید، چنان که امر کلیمش موسی(ع) را اصلاح فرمود، زیرا او رفت تا برای خانواده‏اش شعله‏ای آتش بیاورد؛ امّا چون برگشت او رسول و نبی بود.»

۲ - فرمود میوه دل امام رضا (ع) : او را قائم به این جهت می گویند که پس از آن که یادش از بین برود و اکثر معتقدین به امامتش برگردند، قیام می‏کند.»

بالاترین معجزه امام نهم(ع) این بود که یک امام مثل حضرت رضا(ع) دلباختگی او را بر دوش می کشید . وگرنه شفا دادن مریض و خشک شدن دست نوازنده و میوه دادن درخت که از اولیای خدا به کرات دیده می شود . حضرت جواد(ع) باب الحوائج امام رضا (ع) بودند . کوثر امام رضا(ع) بودند . نمایشگاه جود و کرم اهل بیت (ع) بودند . باران برکت بودند برای نسل عترت . حضرت موسی بن جعفر(ع) به داشتن این نوه به خودش می بالد . عمه اش بی بی حضرت معصومه (س) عارفه شد چون عارفه به حق اوست . نمی دانم حرمش را دیده اید یانه !!!        

قبله ذرات عالم روی توست   یا جواد الائمه(ع) ادرکنی

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها، گل باغ آشنایی!

همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانه‌ی گدایی!

مژه‌ها و چشم‌ یارم، به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی!

درِ گلسِتان چشمم ز چه رو همیشه بازست؟

به امید آن که شاید تو به چشم من درآیی

سرِ برگِ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟

که شنیده‌ام ز گل‌ها، همه بوی بی‌وفایی

به کدام مذهبست این؟ به کدام ملّتست این؟

که کُشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟!

به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند

که برونِ در چه کردی که درون خانه آیی؟!

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در درآمد

                                                که درآ درآ "عراقی" که تو خود حریف مایی

فخرالدین عراقی  

                      بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

سرباز امام زمان(ع) !

تاجر متقی حاج محمد علی نقل می کند:
« روزی در بازار بودم. حاج محمد حسین که از تجار بود، به من رسید و سؤال کرد: اهل کجایید؟ گفتم: اهل دزفول هستم.
همین که اسم دزفول را از من شنید، بنای مصافحه و معانقه و اظهار محبت کردن به من را گذاشت و گفت: امشب برای صرف غذا به منزل من تشریف بیاورید.
کمی ترسیدم که بدون هیچ سابقه ای به منزل او بروم؛ لذا تأمل نمودم.
 ایشان از حال من، مطلب را دریافت؛ لذا گفت: اگر هم می ترسید، می توانید هر کس را بخواهید با خود بیاورید؛ مانعی ندارد.
من وعده دادم و ایشان نشانی خانه را داد. شب به آن جا رفتم؛ دیدم تشریفات و تدارکات زیادی بجا آورده است.
ایشان به من گفت سبب اظهار محبت من نسبت به شما آن هم به این کیفیت، آن است که من از دزفول شما فیضی عظیم برده ام؛ لذا چون شنیدم شما اهل آنجا هستید، خواستم قدری تلافی کرده باشم.
جریان این است که من ثروت زیادی دارم؛ و قبلاً هیچ اولادی نداشتم و به این دلیل محزون بودم و غصه می خوردم؛ تا آن که به کربلا و نجف مشرف شدم. در آن جا از اهل علم سؤال کردم: برای حاجات مهم، چه توسلی در این جا مؤثر است.
گفتند: « به تجربه ثابت شده است، که اعمال مسجد سهله در شب چهارشنبه، مورد توجه امام عصر علیه السلام می شود ».

من مدتی شبهای چهارشنبه را به آن جا می رفتم و اعمالش را آن گونه که یاد گرفته بودم، بجا می آوردم. تا آن که شبی در خواب کسی به من فرمود: جواب مشکل تو نزد مشهدی محمد علی نساج (بافنده) در شهر دزفول است.
من تا آن روز، اسم دزفول را نشنیده بودم؛ لذا از بعضی افراد، نام و راه آن جا را پرسیدم، و به آن طرف حرکت کردم. وقتی به آن جا رسیدم؛ نزدیک صبح به نوکرم خود گفتم: من می خواهم کسی را در این شهر پیدا کنم تو در منزل بمان اگر هم دیر شد، به جستجوی من بیرون نیا تا خودم برگردم.
از خانه خارج شدم؛ اما تا عصر در هر کوچه و محله ای که رفتم و سراغ مشهدی محمد علی نساج را گرفتم، کسی او را نمی شناخت؛ تا آن که آخرالامر به کوچه ای رسیدم و از شخصی پرسیدم: مغازه مشهدی محمد علی بافنده کجا است؟
گفت: سر این کوچه دکان او است.
وقتی به آن جا رسیدم، دیدم دکان بسیار کوچکی دارد و در همان جا هم نشسته است. به مجرد آن که مرا دید، فرمود: حاج محمد حسین، سلام علیکم. خداوند چند اولاد پسر به تو مرحمت می کند و تعداد آنها را گفت که الان به همان تعداد، اولاد پسر دارم.
من بسیار تعجب کردم که ایشان بدون سابقه مرا شناخت و مقصد مرا هم گفت.
در دکان او نشستم. دانست که من غذا نخورده ام لذا یک سینی و کاسه چوبی آورد که در آن قدری ماست و دو تا نان جو بود. وقتی خوردم و نماز خواندم، به ایشان گفتم: من امشب مهمان شما می باشم.
فرمود: حاجی منزل من همین جا است و هیچ رواندازی ندارم.
گفتم: من به همین عبای خودم اکتفا می کنم. او هم اجازه ماندن داد.
همین که شب شد، دیدم اول مغرب اذان گفت و نماز مغرب و عشا را خواند. بعد از آن هم سینی و کاسه را با ماست و چهار دانه نان جو آورد، و بعد از صرف غذا خوابید و من هم خوابیدم.
اول اذان صبح برخاست و اذان گفت و نماز خواند و سر کار خود نشست.
من پرسیدم: شما اسم و مقصد مرا از کجا دانستید؟
فرمود: حاجی به مقصد خود رسیدی دیگر چه کار داری؟ اصرار کردم.

فرمود: این خانه مجلل را می بینی؟ ( از دور خانه مجللی دیده می شد). این جا منزل یکی از اعیان و اشراف لُر است. هر سال پنج الی شش ماه می آید و چند سرباز به همراه خود می آورد. یک سال در میان سربازها، شخصی لاغراندامی بود که روزی نزد من آمد و گفت: تو برای تهیه نان خود چه می کنی؟
گفتم: اول سال به اندازه روزی چهار دانه جو که لازم دارم، جو می خرم و آرد می کنم و از آن آرد، هر روز می دهم برایم نان بپزند.

گفت: ممکن است من هم پول بدهم و همان قدر برای من جو تهیه کنی و نان مرا تأمین نمایی؟
قبول کردم. او هر روز می آمد و چهار دانه نان جو از من می گرفت. تا اینکه دیدم یک روز ظهر نیامد. قدری طول کشید. رفتم و از رفقای او پرسیدم.
گفتند: امروز کسالت پیدا کرده و در مسجد خوابیده است.
به آن مسجد رفتم، تا او را عیادت کنم. وقتی حالش را پرسیدم، گفت: من امروز در فلان ساعت از دنیا می روم و کفن من فلان جا است و تو در دکان خودت مواظب باش هر کس آمد و تو را خواست، اطاعت کن. هر چه هم از جو باقی مانده، خودت بردار.
به دکان آمدم. چند ساعتی که از شب گذشت، شخصی آمد و مرا صدا زد. برخاستم و با او و چند نفر دیگر که همراهش بودند، به مسجد رفتم.
جوان از دنیا رفته بود. آن شخص دستوری داد و او را با کفن برداشتیم تا بیرون شهر کنار چشمه آبی آوردیم. بعد هم غسل و کفن کرده، به خاک سپردیم.

آنها رفتند من هم بدون این که سؤالی از ایشان بنمایم به دکان خود برگشتم.
تقریباً یک ماه گذشت. یک شب دیدم، باز کسی مرا صدا می زند. در را گشودم، همان شخص را دیدم، فرمود: تو را خواسته اند.
برخاستم و با ایشان تا بیرون شهر آمدم. دیدم در صحرای وسیعی جمع بسیاری از آقایان دور یکدیگر نشسته اند. به قدری آن صحرا در آن موقع شب روشن بود و صفا داشت که به وصف نمی آید.
آن آقایی که میان آنها از همه محترم تر بودند، به من فرمودند:
« می خواهم تو را به جای آن سرباز به پاداش خدمتی که به او کرده ای ( در امر تهیه نان او را کمک کردی ) نصب کنم. »

من چون اصل مطلب را متوجه نشده بودم. عرض کردم: من کجا از عهده سربازی برمی آیم؟ تازه این چه کاری است؛ یعنی اگر خیلی ترقی داشته باشد منصب سلطانی پیدا می کند. { آن هم که فایده ای ندارد.}
فرمودند: این طور نیست که تو فکر می کنی.
در این جا شخصی که با ایشان آمده بودم، فرمود: این بزرگوار حضرت صاحب الامر علیه السلام می باشند.
من به حضرتش عرض کردم: سمعاً و طاعه.
فرمودند:
« تو را به جای او گماشتم. به جای خود باش و هر زمان به تو فرمانی دادیم، انجام بده. »
من برگشتم. یکی از آن فرمانها پیغامی بود که به تو دادم. »
 

منبع : صالحين
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/22ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط احمد قاسمی  | 

امام مهدي عجل الله تعالي فرجه شريك قرآن

 

 

يكي از آموزه­هاي مهم در تفكر اسلامي، نقش و جايگاه امام معصوم عليه السلام است. در روايات مختلف و متعددي كه در مجامع شيعي و سني نقل شده است، معرفت به امام، جدا كنندة اسلام و جاهليت دانسته شده است. علاوه بر اين جايگاه رفيعي كه براي امام معصوم عليه السلام مطرح است، سخن ديگر در نسبت و رابطه امام معصوم عليه السلام با قرآن كريم است.

در روايات مختلفي امام «شريك القرآن» معرفي شده است. در يكي از زيارت‌هاي امام حسين عليه السلام امام شريك قرآن خطاب شده است:

السلام عليك يا امين الرحمن، السلام عليك يا شريك القرآن، السلام عليك يا عمود الدين، السلام عليك يا باب حكمة رب العالمين، السلام عليك يا عيبة علم الله، السلام عليك يا موضع سر الله، السلام عليك يا ثار الله و ابن ثاره والوتر والموتور السلام عليك وعلى الارواح التى حلت بفنائك.[i][1]

علامه حلي نيز در استدلالي كلامي بر لزوم امامت، امام را شريك قرآن در تبيين احكام دين دانسته است. از نظر وي يكي از دلايل نياز به امام شراكت وي، در هدايت گري قرآن است. در استدلال هفتاد و نهم وي بر امامت، بر دو نكته ضرورت وجود امام و عصمت وي تمركز شده است. استدلال وي در كتاب الالفين چنين است:

امام شريك قرآن در تبيين احكام است. از آنجا كه احكام غير متناهي بوده و كتاب متناهي است و براي مجتهد امكان علم به آنها ميسر نيست، پس بدان جهت به وجود امام نياز است. پس چنانكه ممتنع است باطل در قرآن راه يابد، بر امام نيز باطل راهي ندارد؛ چون امام و قرآن از اين جهت يكسان هستند، پس امام معصوم است.[ii][2]

در روايات اسلامي رابطه قرآن كريم و امام معصوم، به عنوان دو ثقل مهم و ميراث برتر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ياد شده است. طبق نقل شيخ صدوق در خصال پيامبر گرامي اسلام حديث معروف به ثقلين را در مسجد جحفه ايراد فرموده است. در احاديث ديگري ـ که يکي از آنها را نعماني در کتاب الغيبه نقل کرده است، ـ مکان اين حديث مسجد خيف معرفي شده است.[iii][3] طبق روايت شيخ صدوق آن حضرت پس از اعلام جانشيني حضرت علي عليه السلام مي­فرمايد:

بدانيد که شما در روز قيامت در کنار حوض بر من وارد خواهيد شد و فردا از شما سؤال خواهم کرد، پس از من با ثقلين چگونه رفتار کرديد؟ پس مراقب باشيد در حين ملاقات با من با آنان چگونه رفتار کرده­ايد. پرسيدند: يا رسول الله ثقلين چيستند؟ حضرت فرمود: ثقل اکبر کتاب خداوند متعال است که سببي ممدود از جانب خداوند و من به سوي شما و در دستان شما است. سوي ديگر اين سبب به سمت شما است. در آن علم گذشته و آينده تا روز قيامت است. اما ثقل اصغر، پس آن هم سوگند قرآن است و او همان علي بن ابي طالب و خاندان او هست. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض بر من وارد شوند.[iv][4]

روايت ثقلين با تقريرهاي مختلفي، از سوي راويان شيعي و سني نقل شده است. اما آنچه که در اين روايات اهميت دارد، «نقش و جايگاه امام معصوم و عترت پيامبر صلي الله عليه و آله در هم سنگي با قرآن است. از ديدگاه شيعيان امام معصوم عليه السلام مفسر قرآن است. درک كامل مفاهيم قرآن صرفا منحصر در مطهَّرين است. «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»[v][5]. «مطهرون» طبق تفاسير قرآني، همان اهل بيت عصمت و طهارت مي­باشند که خداوند در قرآن به تمجيد آنان پرداخته و بر طهارت آنان حکم نموده است: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»[vi][6].

در روايات نبوي صلي الله عليه و آله اهل بيت ثقل اصغر خوانده شده است. قرآن به عنوان کلام الهي ثقل اکبر است. اهميت قرآن نسبت به اهل بيت عليه السلام آن است که قرآن، پيام الهي بوده و بدان جهت تقدم دارد. در تعابير مبارک پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نيز همواره تقدّم با خداوند بوده است. فضيلت پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله بر پيامبران پيشين، از آنجا آشکار مي­شود که حتي در حساس‌ترين و خطرناک‌ترين اوضاع نيز ادب محمدي صلي الله عليه و آله حاکي از تقديم خداوند بوده است و اين اوج غرق شدن در محبوب، در بيان آن حضرت است. قرآن کريم گزارش گفت‌وگوي آن حضرت را با مصاحب خويش، در غار ثور چنين نقل مي­کند که آن حضرت فرمود: «إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها»[vii][7]. عظمت اين تعبير را مي­توان در مقايسه آن با کلام حضرت موسي يافت. حضرت موسي عليه السلام نيز در مواجهه با وضعيت مشابه و تعقيب لشگر فرعون، هنگام رسيدن به رود نيل به تسکين خاطر بني اسرائيل مي­پردازد و خداوند را به ياد آنان مي‌آورد. اما هر چند در هر دو تعبير «خداوند تسکين دهنده قلوب است»، اما ادب محمدي صلي الله عليه و آله باعث شده است که نام مبارک خداوند بر خويشتن وي تقدم يابد. إِنَّ اللَّهَ مَعَنا. اما در کلام حضرت موسي عليه السلام، آن حضرت خويش را بر خداوند مقدم ساخته است. «قالَ كَلاَّ إِنَّ مَعي‏ رَبِّي سَيَهْدينِ»[viii][8].

بدين سان است که در کلام نبوي، قرآن به عنوان کلام الهي ثقل اکبر خوانده شده است. البته امام «قرآن ناطق» است و بر ظاهر قرآن برتري و تفوق دارد. اما چنين تفوقي، صرفا نسبت به قرآن ظاهري و در دست مردم است. اما امام نسبت به قرآن حقيقي و آنچه که کلام الهي است، خاضع بوده و معلم و مروّج آن است. فقيه اهل بيت عليه السلام مرحوم آيت الله تبريزي; نيز در سؤالي که از معظم له، در نسبت امام و قرآن مي­پرسند، بر اين نکته تأکيد مي­کنند. از ايشان درباره رأيي سؤال شده است که طبق آن اهل بيت علیهم السلام در نزد خداوند افضل از قرآن کريم دانسته شده است. ايشان پاسخ داده­اند:

قرآن بر دو امر اطلاق مي­شود: نخست، نسخه چاپ شده يا خطي موجود در دست مردم؛ و ديگري آنچه به واسطه جبرئيل عليه السلام بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل شده است و نسخ چاپي يا خطي از آن حکايت مي­کنند. اين همان است که ائمه علیهم السلام جان خويش را براي بقاي آن و عمل به آن قرباني نموده­اند. و اين همان ثقل اکبر است و با بقاي بعضي نسخ آن نيز باقي مي­ماند. اهل بيت عليهم السلام ثقل اصغر هستند. اما نمي­توان قرآن را در معناي نخست که بر هر نسخه­اي اطلاق مي­شود، با منزلت اهل بيت عليهم السلام مقايسه کرد؛ بلکه امام قرآن ناطق است و اين قرآن صامت و هنگام دوران امر بين حفظ امام عليه السلام و حفظ برخي نسخ چاپي يا خطي، پس حتما مي­بايست بر حفظ امام اقدام نمود، چنان‌که اين امر در قضيه صفين اتفاق افتاد.[ix][9]

طبق روايات وارده، ثقلين از همديگر جدايي ناپذيرند. بدين جهت است که رابطه امام با قرآن، از منظر ديگري نيز نمود مي‌يابد. طبق تصريح قرآن کريم، قرآن در دو مرحله تنزيل و انزال ابلاغ شده است. مرحله تنزيلي، مرحله تدريجي است و اختصاص به ساحت مقدس پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله دارد و در طول 23‌سال دوره رسالت بر آن حضرت نازل شده است تا با بيان تدريجي احکام اسلامي، به جامعه تازه مسلمان، آنان را در موارد پيش رو راهنمايي كند. آيه شريفه «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً»[x][10]، نزول تدريجى آن را بيان مى‏كند. اما علاوه بر اين مرحله، قرآن به صورت انزال يک باره نيز از جانب خداوند نازل شده است. در سوره قدر بر اين امر تصريح شده است: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ».[xi][11]

در جاي ديگر بر وقوع انزال قرآن در شب قدر تأکيد شده است: «وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ»[xii][12]، طبق روايات اسلامي هر چند وقوع تنزيل قرآن يک مرحله بيش نبوده است؛ اما انزال قرآن همواره در شب قدر رخ مي­دهد و تکرار مي­شود. از اين جهت يکي از مسائل مطرح در اين زمينه ارتباط قرآن به عنوان ثقل اکبر با امام به عنوان ثقل اصغر است. مفسّران شيعي با تمسک به اين مسأله، از نزول قرآن در شب قدر بر قلب مبارک امام سخن گفته­اند. شب قدر، شب تقدير اعمال و نزول فرشتگان و روح است. مهبط و محل نزول قرآن، فرشتگان و روح، جز امام نخواهد بود و با توجه به استمرار اين امر لازم خواهد بود تا همواره امام حضور داشته باشد و قرآن و تقدير اعمال را دريافت كند. اين امر حاکي از پيوند مجدد ميان امام معصوم عليه السلام و قرآن کريم است. بديهي است در عصر کنوني ـ که عصر ولايت و امامت حضرت ولي عصر(عج) مي­باشد ـ قرآن با آن حضرت عجين گشته و آن حضرت قرآن ناطق است. صاحب تفسير نور الثقلين همراه با ديگر مفسران شيعي، استناد نموده­­اند که بدون وجود امام، شب قدر نيز امکان پذير نخواهد بود. وجود شب قدر، به عنوان شب نزول قرآن و نازل شدن ملائکه و روح، دليل بارزي براي وجود امام و عدم جدايي ثقل اکبر و ثقل اصغر است.

در روايات مختلفي با شب قدر بر ضرورت امامت احتجاج شده است. در حديثي امام باقر عليه السلام فرمود: «يا معشر الشيعة! خاصموا بسورة إِنّا أَنْزَلْناهُ تفلحوا، فواللَّه أنّها لحجّة اللَّه تبارک و تعالي علي الخلق بعد رسول اللَّه صلي الله عليه و آله وأنّها لسيّدة دينکم وأنّها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة! خاصموا بحم وَ الکِتابِ المُبِينِ... فإنّها لولاة الأمر خاصّة بعد رسول اللَّه...»؛ «اي جماعت شيعه! با خصم خود به سوره «انا انزلناه» محاجّه کنيد که پيروز خواهيد شد. پس سوگند به خدا که اين سوره از براي حجت خداوند ـ تبارک و تعالي ـ بعد از رسول است. اين سوره همانا مدرک دين شما و نهايت علم ما است. اي جماعت شيعه! با آيه «حم و الکتاب المبين...» احتجاج کنيد؛ زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد...».[xiii][13] و نيز فرمود: «وأيم اللَّه! إنّ من صدّق بليلة القدر، ليعلم أنّها لنا خاصّة...»؛ «به خدا سوگند؛ همانا هر کس تصديق کند ليلة القدر را، علم پيدا مي‏کند که از براي ما است...».[xiv][14]

رسول خدا صلي الله عليه و آله به اصحاب خود فرمود: «آمنوا بليلة القدر، إنّها تکون لعليّ بن أبي طالب و لولده الأحد عشر من بعده»؛ «به ليلة القدر ايمان آورديد؛ زيرا براي علي بن ابي طالب و يازده فرزند بعد از او است».[xv][15] اميرالمؤمنين عليه السلام به ابن‏عباس فرمود: «إنّ ليلة القدر في کلّ سنة، وأنّه ينزل في تلک الليلة أمر السنة وأنّ لذلک الأمر ولاة بعد رسول اللَّه صلي الله عليه و آله فقلت: من هم؟ فقال: أنا وأحد عشر من صلبي أئمّة محدّثون...»؛ «همانا در هر سال ليلة القدر است، در آن شب امر يک سال نازل مي‏شود. براي آن والياني است بعد از رسول خدا صلي الله عليه و آله. ابن عباس مي‏گويد: عرض کردم: آنان چه کساني اند؟ حضرت فرمود: من و يازده نفر از صلب من که همگي امام و محدث‌اند».[xvi][16]

رابطه حضرت مهدي(عج) با قرآن کريم، تنها به اين امور ختم نمي­شود. موارد فوق در تمامي اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام جاري بوده است. اما رابطه امام با قرآن کريم، تجلي خاصي نيز در عصر ظهور دارد. چنين رابطه­اي به حضرت مهدي(عج) اختصاص دارد. در روايات اسلامي تأکيد شده است که آن حضرت احياگر قرآن است. اين احيا گري در راستاي اصلاحات ديني و فرهنگي و نوسازي جامعه اسلامي است. مجموع اين نوسازي‌ها و بازسازي‌ها گاه آن چنان زياد و دگرگون کننده است که در پاره اي از روايات اسلامي، از آن به «دين جديد» و «کتاب جديد» تعبير شده است. در روايتي از امام صادق عليه السلام در کتاب «اثبات الهداة» نقل شده است: «اذا خرج القائم يقوم بامر جديد، و کتاب جديد، و سنّة جديدة و قضاء جديد»؛ هنگامي که قائم خروج کند امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داوري تازه اي با خود مي آورد».[xvii][17]

تازگي اين برنامه ها و روش‌ها و داوري‌ها، نه به خاطر آن است که مذهب جديدي با خود مي­آورد، بلکه آن‌چنان اسلام را از ميان انبوه خرافات، تحريف‌ها، تفسيرهاي نادرست و تلقّي‌هاي غلط بيرون مي­آورد که بنايي کاملا نو و جديد جلوه مي کند. همچنين تازگي کتاب نه مفهوم آن است که يک کتاب آسماني جديد بر او نازل شود، چرا که امام قائم است و حافظ دين، نه پيامبر و آورنده آيين و کتاب جديد؛ بلکه قرآن اصيل فراموش شده را چنان از زواياي تحريف‌هاي معنوي و تفسيرهاي نادرست بيرون مي کشد که مي توان نام کتاب جديد بر آن گذاشت.[xviii][18] بدين سان جدايي ناپذيري و شراکت قرآن با امام معصوم عليه السلام در اين عصر ظهور، مجددا تجلي خواهد يافت و آن حضرت احکام قرآن کريم را بر روي زمين زنده خواهد نمود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط احمد قاسمی  | 

فعالیت‌های زیر زمینی اقتصادی بهائیان

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

در شهرک بهارستان، اندک پیروان بهائی، قصد خرید و در اختیار گرفتن بسیاری از خانه‌های این شهرک حومه اصفهان را داشته‌اند که با استفاده از واسطه یا به طور مستقیم دست به این کار زده‌اند.

 نظر می‌رسد سهل‌انگاری در برخورد با پدیده بهائی‌گری روز به روز بر بعد تبلیغاتی این فرقه انحرافی افزوده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، پس از انتشار اخباری مبنی بر توزیع سی.دی فرقه بهائیت در تهران و نیز خرید برخی داروخانه‌های شمال تهران به وسیله عوامل این فرقه، خبرها حکایت از تحرکات فرهنگی ـ تبلیغی مبلغان بهائی در محیط‌های آموزشی دارد.

بنا بر این گزارش، بر پایه آخرین اطلاعات و اخبار، این مبلغان با صرف هزینه‌های کلان اقدام به خرید و توزیع کتاب «نظم ...» کرده و آن را در یکی از دانشگاه‌های معروف کشور پخش کرده‌اند.

این اقدام پس از آن صورت می‌گیرد که روند جذب افراد و به ویژه جوانان به این فرقه انحرافی با هزینه‌های سرسام آور رؤسای بهائی، رو به گسترش نهاده و به تازگی مبلغان بهائی با دادن شماره تلفن به جوانان، برای مشاوره‌های حضوری و تلفنی از آنان دعوت به عمل می‌آورند.

گفتنی است که فعالیت پیروان و مبلغان این فرقه در کلان شهرهای کشور، به ویژه شهرهایی مانند اصفهان، بیش از دیگر نقاط است؛ به گونه‌ای که در شهرک بهارستان، اندک پیروان بهائی، قصد خرید و در اختیار گرفتن بسیاری از خانه‌های این شهرک حومه اصفهان را داشته‌اند که با استفاده از واسطه یا به طور مستقیم دست به این کار زده‌اند.

از سوی دیگر واحدهای تجاری بسیاری از پاساژهای اصفهان و نیز برخی مغازه‌های چهار باغ اصفهان با هجوم بهائیان روبه‌رو شده است.

 

قبله بهایی‌ها،میراث فرهنگی شد!

یونسکو در اقدامی غیر معمول ، "روضه مبارکه " در بهجی -مقبره رهبر فرقه ضاله بهاییها- در شمال سرزمین های اشغالی را به عنوان یکی از میراث فرهنگی جهان ثبت کرد.

به گزارش "جهان" چندی قبل، یونسکو در اقدامی غیر معمول ، "روضه مبارکه " در بهجی -مقبره رهبر فرقه ضاله بهاییها- در شمال سرزمین های اشغالی را به عنوان یکی از میراث فرهنگی جهان ثبت کرد. این اقدام که مورد حمایت فراوان رسانه های وابسته به صهیونیسم قرار گرفت ، از آن رو اقدامی عجیب است که بسیاری از بناهای مهم و تاریخی مسلمانان و مسیحیان که در سرزمین های اشغالی واقع شده است ، مثل مسجد الاقصی و .. ، با بی توجهی جامعه بین الملل ، بارها توسط رژیم جعلی و نظامی اسراییل مورد تهدید و در معرض تخریب قرار گرفته است و اجازه بازسازی (به عنوان یک مکان تاریخی با دوهزار سال قدمت) آن به مسلمانان داده نمی شود.
 
در حالی که رژیم صهیونیستی با تحریف آموزه های یهودیت ، سعی در توجیه ظلم و ستم خود بر مردم مظلوم جهان و به ویژه فلسطینیان دارد،با اهمیت ویژه قائل شدن برای این مکان آن را به قبله بهاییها تبدیل کرده‌اند و گفته می‌شود بهاییها مراسم مذهبی خود را به سمت این مرکز انجام می‌دهند.
 
شایان ذکر است بهائیت دینی استعماری است که هر چند وقت یکبار براساس نیاز غرب در قوانین آن تجدید نظر می شود.!!به عنوان مثال چند سال پس از تاسیس اسراییل ، کشف شد که قبله بهایی ها باید به سمت آن کشور باشد .

 

25 درصد از جوانان متدين يهودي از دين برگشته‌اند

يک تحقيق جديد در اسراييل نشان مي‌دهد، 25 درصد از جوانان متدين يهودي ساکن اين رژيم از دين برگشته و تمامي شيوه هاي زندگي دينداري را رها کرده اند.

به گزارش سرويس دانشگاه و تشکل برنا نیوز ، نتايج اين تحقيق جديد در اسراييل نشان مي دهد، 25 درصد از جوانان متدين يهودي ساکن اين رژيم از دين برگشته و بي دين شده اند و تمامي شيوه هاي زندگي دينداري را رها کرده اند و عامل اصلي اين مساله افزايش آمار جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين عنوان مي شود.
نتايج اين تحقيق به تازگي در يک کنفرانس در قدس اشغالي با شرکت خاخام هاي بزرگ و مربيان يهودي مورد بررسي قرار گرفت تا راهي براي پايان دادن و يا محدود کردن و ممانعت از گسترش آن بيابند.
 
 
دين گريزي؛ اپيدمي اسرائيلي‌ها
اين تحقيقات نشان مي دهد که پديده دين گريزي تنها محدود به خانواده هاي متدين ساکن شهرها و محله هاي مختلف که داراي سکان متدين و بي دين هستند، نيست بلکه اين مساله، پديده رايج جوامعي شده است که تمامي ساکنان آن متدين هستند.
بر اساس اين تحقيق نشانه هاي اين تحول عدم استفاده از کلاه هاي تزيين شده مخصوصي است که از ويژگي هاي جريان دينداري محسوب مي شود. اين افراد همچنين خانواده خود را ترک مي کنند و در مناطق لائيک نشين ساکن مي شوند و به قداست روز شنبه اعتقادي ندارند و غذاهايي را مي خورند که مطابق تعليمات دين يهود مجاز به خوردن آن نيستند.
 
 
بدنام کردن لائيک ها راه حل تازه جذب جوانان به دين
اين تحقيق همچنين نشان مي دهد که بعضي از مسئولان امور متدينين فرزندان لائيک خود را از خانواده هاي خود طرد کرده اند تا مبادا افکار و انديشه و رفتار آنان بر ساير فرزندان تاثير بگذارد. در اين تحقيق آمده است که پدري دخترش را که مرتد شده بود از خانه بيرون کرد تا ديگر فرزندانش تحت تاثير وي قرار نگيرند. پورفسور شراقا فيرمان که خود زن متديني است از دو تن از پسران از دين برگشته خود خواسته است که ديگر با وي ديدار و ملاقات نکنند.
به گزارش برنا، از جمله مواردي که خاخام ها و مربيان يهودي در مورد آن به توافق رسيده اند، ارائه فيلم ها و نمايش نامه هايي براي رسوايي و بدنامي لائيک هاست تا جوانان متدين از اين طبقه دوري کنند . در سالن همين همايش نمايشي به اجرا درآمد که تصويري از مرتدين را در قالب انسان هاي معتاد و ولگرد به نمايش مي گذاشت و در عوض از دينداران يهودي چهره اي موجه و مورد قبول ارائه مي کرد.
شرکت کنندگان در اين کنفرانس همگي در اين مورد که دين گريزي و گرايش به سوي بي ديني ريشه در تغييرات اجتماعي و اقتصادي جامعه اسراييل دارد، با هم اتفاق نظر داشتند . آنان بر اين باورند که آزادي عمل جوانان متدين مورد انتخاب محل سکونت نيز در اين زمنيه تاثير فراواني داشته است .
به گزارش برنا، شرکت کنندگان در اين کنفرانس بر اين نکته نيز تاکيد کردند که ويژگي ها و تلاش هاي فرهنگي و ارزشي جامعه نتوانسته است در مقابل جهاني شدن و اينترنت از خود استقامت و پايداري نشان دهد به گونه اي که اين عوامل نتوانسته اند خواسته هاي جوانان را برآورده سازند.
پيروان جريان ديني تنها 10 درصد از ساکنان يهودي اسراييل را تشکيل مي دهند و جريان ديني ارتدوکسي نيز 17 درصد آنان را در بر مي گيرد ولي با اين حال جريان ديني صهيونيست ها در مورد جذب نيرو براي ارتش و به عهده گرفتن فرماندهي اين ارگان نقش اساسي را بازي مي کند و از اهميت ويژه اي برخورد دار است.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

پیام رهبر معظم انقلاب در خصوص منهدم شدن صهیونیسم

حضرت آيت الله العظمی خامنه اي با اشاره به اذعان برخي صهيونيستها به ضعف روزافزون اين رژيم، شكست و منهزم شدن صهيونيستها را امري قطعي دانستند و ابراز اميدواري كردند به ياري خداوند نسل كنوني ملت فلسطين شاهد اين روز بزرگ باشد

هک کردن سایت‌های شیعه از سوی وهابی‌ها حکایت از عجز و ناتوانی آنها در برابر ش

به گزارش شیعه نیوز، حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید امروز در ادامه سلسله مباحث تفسیری قرآن در حرم حضرت معصومه با اشاره به هک برخی پایگاه‌های اینترنتی شیعی گفت: این حرکت نشان می‌دهد که وهابیان پاسخ محکم و منطقی در برابر شیعه ندارند.



 

وی تصریح کرد: وهابیت با این کار ثابت کرد که شیعه بر حق است و نمی‌توانند در برابر آنها ایستادگی کنند.

این مرجع تقلید تأکید کرد: در دنیای کنونی همگان می‌توانند به راحتی در فضای مجازی به تبلیغ بپردازند، ولی گروهی به نام وهابیت مانع این تبلیغات می‌شوند.

وی اظهار داشت: وهابیت تصور می‌کند با محو پایگاه‌های اینترنتی شیعی می‌تواند مانع پیشرفت اسلام شود در حالی که هر روز شاهد گسترش فرهنگ شیعه در جهان هستیم.
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: از این پس شاهد استقبال جوانان اهل سنت به مذهب شیعه خواهیم بود تا اینکه حقیقت شیعه را به خوبی بشناسند.

وی یادآوری کرد: این حرکت وهابیت هم مانند داستان ابراهیم خلیل است که بت پرستان جواب منطقی نسبت به ابراهیم نداشتند.

گفتنی است، در اقدامی تخریبی شماری از سایت های شیعی هک شد که از آن جمله سایت های حضرات آیات مکارم شیرازی، تبریزی و سیستانی نیز از دسترس خارج شدند.

بر همین اساس و طبق اعلام بخش فنی دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی، دامنه های makaremshirazi.org , makaremshirazi.net, makaremshirazi.com , amiralmomenin.org متعلق به این پایگاه به طور موقت از دسترس خارج بوده و پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله مکارم شیرازی از طریق آدرس های www.makarem.ir , www.amiralmomenin.net در دسترس می باشد.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط احمد قاسمی  | 

مهدویت

                                      بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بسم الله الرحمن الرحيم

و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين(قصص/5)

(اللهم اعنا علي تادية حقوقه اليه)

 «خدايا! ما را در اداي حقوقي كه امام زمان عليه السلام  بر ما دارد ياري فرما»    

«بسم رب المهدی المنتظر»

 

یک سوال اساسی از من و شمای منتظر!

انتظار سخت است یا آسان!؟

از پیامبرگرامى اسلام (ص) دو روایت معروف نقل شده است كه با مقایسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد!

افضل لاعمال احمزها (1)
افضل اعمال امتی انتظار الفرج (2)

برترین اعمال دشوارترین آن است.
برترین اعمال امت من، انتظار فرج است.

چرا دشوار؟! چرا پرمشقت؟! چرا پر زحمت؟!

 

علل دشوارى وظیفه منتظران را مى توان در چهار محور خلاصه كرد:


1- آراستگى به عدالت وتقوا
2- آراستگى به بردبارى و پایدارى
3- بهره مندى از دین شناسى بنیادین
4- لزرم اصلاح طلبى و ظلم ستیزى

 

رسیدن به این مراحل كارى است بس دشوار! اما شدنى!  این یعنی اینکه تقوا داشتن آسون نیست. یعنی صبر داشتن کار هر کسی نیست. یعنی دیندار بودن راحت نیست. دست آخر اینکه، حق و حقیقت رو به زبون آوردن و با ظلم جنگیدن به همین راحتیا نیست که ماها فکرشو میکنیم.

 

هركس دشوارى انتظار را هموار كرد در زمره منتظران حقیقى مولا قرار مى گیرد.

 

كه امام صادق (ع) فرمود:

 

هركس مى خواهد در شمار منتظران حقیقى باشد باید پارسایى پیشه كند و متخفق به مكارم اخلاق گردد. (3)

ان شاءالله همه ما از منتظران راستین امام حاضر عجل‌الله باشیم.

 التماس دعا

 

"اللهم عجل لولیک الفرج"

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 7:52 قبل از ظهر  توسط احمد قاسمی  |