|
تاریخچه مسجد جمکران مسجد مقدس جمکران، در بخش شرقی شهرستان مذهبی قم قرار دارد. بنای این مسجد، به دستور حضرت ولی عصر(عج) به حسن بن مثله جمکرانی، در روز سهشنبه هفدهم ماه رمضان سال 373 یا 393 ق، با تشریفاتی خاص و برای هدفی بزرگ در این زمین مقدس انجام گرفته و بیش از هزار سال از آن تاریخ میگذرد. به طور طبیعی و بر اساس شواهد تاریخی، ساختمان مسجد بارها تعمیر و بازسازی شده تا به صورت فعلی درآمده است. پیشگویی امیر مؤمنان علیهالسلام امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام در روایتی طولانی، از تشریففرمایی حضرت مهدی(عج) به شهر قم، و تجلّی آن حضرت در کنار مسجدی در نزدیکی دهی کهن به نام جمکران خبر داده است. در بخشی از این روایت چنین میخوانیم: «در اول ظهور، قائم آل محمد(عج) از شهری که آن را قم گویند خروج نماید و مردم را به حق دعوت کند و همه مردمان از شرق و غرب به آن شهر قصد کنند و اسلام تازه گردد». حضرت در بخش دیگری از این حدیث میفرماید: «پرچم قائم ما، بر این کوه سفید است ،به نزد دهی کهن که در کنار مسجد است و قصری که آن را جمکران خوانند». همسان کعبه آنگاه که حضرت مهدی(عج) دستور بنای مسجد مقدس جمکران را صادر کرد، به حسنبنمثله جمکرانی فرمود: «این زمین شریفی است که حق تعالی آن را از زمینهای دیگر برگزیده است». سپس حضرت نمازهای ویژهای را برای این مسجد ذکر کرد و فرمود: «هر کس که این دو نماز را در این مکان به جا بیاورد، مانند کسی است که در کعبه نماز گزارده است». همچنین اهتمام عالمان گذشته و معاصر در گفتار و عمل در مورد مسجد مقدس جمکران، گواه دیگری بر کرامت و منزلت این مکان مقدس و جایگاه و موقعیت ویژه و ممتاز آن میباشد. مرحوم محدث نوری در کتابهای خود، مسجد جمکران را از مکانهایی معرفی کردهاند که دعا در آن به اجابت نزدیک است. از نگاه بزرگان مسجد مقدس جمکران، از دیدگاه عالمان بزرگ شیعه و بندگان وارسته پروردگار، موقعیت ویژهای داشته است و آن بزرگواران، همگان را بر اهتمام به آن مسجد و استفاده از فیض مادی و معنوی آن تشویق میکردهاند. در اینجا، به برخی از این سخنان اشاره میکنیم: مقام معظم رهبری: مسجد جمکران، گنجینه فناناپذیر شیعه میباشد و باید از آن بهرهمند شویم. آیتاللّه العظمی بهجت: خود این مسجد، افراد را راهنمایی میکند. حرف من این است که ما معتقدیم این مشاهد مبارکه و مساجدی نظیر جمکران، مستغنی از معرّفی هستند. اگر کسی بگوید رفتم و چیزی در آنجا ندیدم، به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است یا برای امتحان رفته یا همینطور رفته است. به هر حال بهترین معرّفِ این اماکن، خودشان هستند. آیتاللّه العظمی مکارم شیرازی: مسجد جمکران، مطابق روایت موجود، به فرمان حضرت مهدی(عج) برای هدف بزرگی در این منطقه از شهر تاریخی ـ مذهبی قم ساخته شده است. هرکس در فضای ملکوتی آن قرار میگیرد، احساس روحانیتی عجیب و جاذبه معنوی فوقالعاده میکند. این جاذبه نیرومند معنوی، به اضافه قضای حوایج و حل مشکلات فراوانی که مردم از عبادت در آن و توسل به حضرت مهدی(عج) دیدهاند، بر شکوه دامنه آن افزوده است. آیتاللّه العظمی فاضل لنکرانی: در دوران طلبگی، من خیلی زیاد به مسجد جمکران میرفتم و کرامات زیادی در این مسجد دیده و شنیدهام. آیتاللّه العظمی بروجردی: اگر برای من مقدور بود، نمازهای واجب روزانه را هم در مسجد جمکران میخواندم. آیتاللّه العظمی مرعشی نجفی: حقیر مکرر کراماتی در آنجا مشاهده کردهام. جای تردید نیست که از امکنهای است که مورد توجه و منزول برکات الهی میباشد و بعد از مسجد سهله، این بهترین مقام و جایی است که منتسب به حضرت ولیعصر(عج) میباشد. مسافران عشق مسجد مقدس جمکران، این پایگاه عظیم معنوی و مرکز انوار ولایت مهدوی، همواره در طول زمان مورد توجه و اهتمام عالمان و بزرگان و قشرهای مختلف مردم بوده است و چه بسا فاصله شش کیلومتری قم به جمکران را با پای پیاده و با قلبی آکنده از عشق و ارادت به حضرت ولیعصر(عج) طی میکردند. اشتیاق و علاقه وافری که عموم مردم و بهویژه جوانان برای تشرّف به این مکان شریف و راز و نیاز با خداوند و توسّل به وجود مبارک مولایشان دارند، وصفناپذیر است. به همین دلیل، این مرکز، به یکی از بزرگترین مجموعههای منتسب به ساحت مقدس امام زمان(عج) تبدیل شده که هر ساله، پذیرای بیش از پانزده میلیون نفر از عاشقان یوسف زهرا علیهاالسلام از داخل و خارج کشور میباشد و جالب اینجاست که 85 درصد این جمعیت را جوانان تشکیل میدهند. طرح جامع مسجد پس از پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش معنویت و توجه به فرهنگ مهدویت و ولایت، رغبت قشرهای مختلف مردم در تشرّف به مسجد مقدس جمکران افزایش یافت و این چشمه جوشان، به صورت منبعی خروشانْ روح و جان دلباختگان را به خود جذب کرده و آنان را به خود کشانید و عاشقان ولایت پس از دمیده شدن روح معنویت در جسم و جانشان به دیار خود بازمیگشتند. سرازیر شدن دوستداران اهلبیت به جمکران و نبود امکانات و فضای کافی، مسئولان را بر آن داشت تا طرحی جامع برای رفاه حال مسافران و عاشقان امامزمان(عج) تدارک ببینند. سفر عشق «قدم در کوچههای انتظار میزنم و هراز چندی دلم روانه به سوی عشق میشود. هر از گاهی قدم به قبله گاه عشق میگذارم. به سرزمین رازها، مرکز امدادها و عنایتها. در مسجد مقدس جمکران و در عالم انس و محبت، دلهای عاشق به هم الفت گرفتهاند و با مهربانِ غایب از دیده دنیایی ما، از نامهربانی خود سخن میگویند. زمانی که به مسجد جمکران میآیی، مییابی که سفر همیشه برای تفریح و سرگرمی نیست و گاهی سفر برای دل است، برای زیارت و برای عشق، آن هم عشق به تمام خوبیها و زیباییهای عالم وجود. سلام بر جمکران، فرهنگسرای عشق و امید. سلام بر شاهراه ارتباطی دلهای به انتظار نشسته و سلام بر جمکران و گنبد فیروزهای رنگش». مکان واقعي مسجد قديمي جمکران همانطور که در تصویر پیداست این بخش که با سنگهای تیره (سه خط مشکی) به شکل یک محوطه مستطیل شکل به ابعاد حدود 14 در 6 متر از بقیه سطح مسجد مجزا شده ، در زمان حیات حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی و تحت اشراف ایشان ، پس از تخریب مسجد کوچک قدیمی و جایگزینی ساختمان جدید ، بدین شکل علامتگزاری شد و هم اکنون در مسجدمقام می باشد . طبیعی است این سنگها بخاطر مفروش بودن سطح مسجد، از دیدها پنهانند. |
|
سفياني کيست ؟ سفياني مردي سرخ رنگ، بور، چشم آبي، پيشاني پهن و چهار شانه است و صورتي خشن دارد و اثر آبله بر صورتش مشهود است. نقطه سفيدي در چشمش هست که هر که او را ببيند گمان ميکند که کور است در حاليکه اينطور نيست و او خبيثترين مردم است که هيچگاه خدا را نپرستيده است[1]و از نوادگان عثمان و نام پدرش عينيه و يا عنبسه ميباشد. سفياني به قدري بددل و شکاک وسنگدل است که همسر خودش را که مادر فرزندانش است را زنده به گور ميکند براي اينكه ميترسد جاي او را لو بدهد.[2] او قبل از خروج با اظهار زهد و بياعتنايي به دنيا و پوشيدن لباسهاي کهنه و مندرس و نان و نمک خوردن و بذل اموال فراوان دلهاي افراد جاهل و اراذل و اوباش و همچنين گروهي از علماي ساده لوح را نيز به خود جذب کرده بدينوسيله طرفداراني پيدا ميکند و از طرفي در اين زمان سرزمين شام هم ميدان تاخت و تاز چندين لشگر با يکديگر هست که معروفترين اين لشگرها، لشگر اصهب و ابقع است و لشگرهاي ديگر احتمالا حاکمان مناطق مختلف شام و مردمان آن سرزمين هستند. سفياني به قدري بددل و شکاک وسنگدل است که همسر خودش را که مادر فرزندانش است را زنده به گور ميکند براي اينكه ميترسد جاي او را لو بدهد نشانه هاي خروج سفياني در اين هرج و مرج است که سفياني در ماه رجب از وادي يابس[3] خروج ميکند و آن سرزميني خشک و بيآب و علف است و تقريبا در حوالي مرز سوريه و اردن قرار دارد. شعار او «يا رب يا رب يا رب ثم النار»[4] و از نشانه هاي خروج او خسف در سمت غربي مسجد دمشق و زلزله و خسف در روستايي در جنوب دمشق به نام جابيه[5] است. پس از خروج تا چندين ماه مشغول مبارزه و درگيري براي از بين بردن نيروهاي مختلف در شام است که همان کافران هستند و در اين زمان به شيعيان کاري ندارد. از امام صادق(ع) پرسيدند: وقتي سفياني خروج ميکند ما چه کار کنيم؟ حضرت فرمودند: مردان چهره خود را پنهان کنند. بر زنان و فرزندان مشکلي نيست و چون بر پنج شهر شام مسلط شد شما بسوي ولي امر خود حضرت مهدي(عج) کوچ کنيد.[6] سپس کافران آنقدر همديگر را ميکشند تا اينکه سرانجام سفياني بر همه آنها غلبه ميکند و حکومت پنج شهر از شام (فلسطين، اردن، دمشق، قنسرين و حمص)[7] را بدست ميگيرد و در اثر جنگ بين اين سه دسته شام به ويرانه مبدل خواهد شد. جنايات سفياني سفياني يک لشگر بسوي عراق و لشگر ديگري به سوي حجاز ميفرستد. لشگري که بسوي عراق ميرود در قرقيسيا با لشگري از کافران روبرو ميشود و جنگ بزرگي بين اين دو گروه ستمگر در ميگيرد که به قولي صد هزار و به قولي ديگر شصت هزار کشته بر جاي ميگذارد. اين حادثه پديده اي را بوجود ميآورد که تا آن هنگام چنين رخدادي براي زمينيان و آسمانيان بوجود نيامده و تا زمانيکه آسمان و زمين هست چنين اتفاقي نخواهد افتاد. کسي از آسمان طلوع ميکند و صدا ميزند: اي پرندگان آسمان و اي درندگان زمين! بشتابيد و خود را از گوشت ستمگران سير کنيد.[8] امير المومنين(ع) در خطبهاي ميفرمايند: سفياني بخاطر بغض و کينه و عداوتي که با آل محمد(ص) دارد هر کس را بيابد که نام او محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين، جعفر، موسي، فاطمه، زينب، مريم، خديجه، سکينه و رقيه باشد به قتل ميرساند تا جاييکه افرادش را به شهرها ميفرستد و بچههاي کوچک و اطفال خردسال را پيش او جمع ميکنند و او دستور ميدهد تا روغن زيتون را به جوش آورند و آن بچه هاي کوچک به او ميگويند اگر پدران ما با تو مخالفت ميکنند گناه ما چيست؟ او اعتنا نميکند و هر کس که آن نامها را داشته باشد ميجوشاند.[9] سفياني پس از تثبيت حکومتش شروع به دشمني و کينه ورزي نسبت به شيعيان کرده و فجايع وحشتزا و مرگباري را بوجود ميآورد به گونهاي که امام صادق عليه السلام در اين زمينه ميفرمايد: «منادي او ندا ميدهد که هر کس سر يک تن از شيعيان را بياورد هزار درهم پاداش اوست و در اين هنگام همسايه به همسايه حمله برده و ميگويد اين شخص از شيعيان است پس گردن او را ميزند و هزار درهم جايزه ميگيرد»[10] سپس عراق را وحشت فراوان فرا ميگيرد و پس از آن وارد زوراء -که همان بغداد است، ميشوند و دست به کشتار وسيعي ميزنند. امام صادق(ع) در اين رابطه ميفرمايند: تا سه روز همه چيز را مباح اعلام مي کند و شصت هزار نفر را ميکشد و خانه هايشان را ويران ميکند و بعد از آن تا هجده روز اموال آنان را بين خود تقسيم ميکنند[11] سپس به طرف کوفه و نجف ميروند و هزاران دختر باکره را به اسارت ميگيرند ولي پيش از آنکه بلايي سرشان بياورند سپاه يماني و خراساني همانند دو ناجي سر ميرسند و اسيران را از چنگ آنان خلاص کرده و آنها را به قتل ميرسانند بطوريکه حتي يک نفر از آنها هم زنده نميماند. اما لشگري که بسوي حجاز ميرود وقتي که به مدينه ميرسد تا سه شبانه روز در مدينه قتل و غارت انجام ميدهند[12] و به قدري فجايع وحشتناک در آنجا بوجود ميآورند که ناگفتني است و بنابر بعضي از نقلها از فاجعه حره سنگينتر است.[13] پس از آن بسوي مکه ميروند تا به مبارزه با حضرت مهدي بپردازند. وقتي به سرزمين بيداء که در ميان مکه و مدينه قرار دارد ميرسند زمين آنها را با تمام ابزار و ادوات به امر خدا به کام خود فرو ميبرد و فرو رفتن آنها سريع و بيصدا اتفاق ميافتد و از آن لشگر فقط دو نفرباقي ميمانند که صورتهايشان به پشت برگشته تا نشانهاي از عذاب الهي باشند و اين دو نفر به نامهاي بشير و نذير بوده که بشير اين خبر را به امام زمان ميرساند و نذير هم به سفياني و سپس لشگريان سفياني و لشگريان حضرت ولي عصر(عج) در کنار درياچه طبريه به يکديگر ميرسند و جنگ سختي بين طرفين در ميگيرد و تمام لشگريان سفياني نابود ميشوند و فقط خودش باقي ميماند که حضرت او را نيز در کنار درياچه طبريه زير درختي گردن ميزند و جهاني را از شر فتنهاش آسوده ميکند. بدين ترتيب قضيه سفياني تمام ميشود. |
|
|
امام زمان چه کساني را خواهد کشت؟هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قيامت - قسمت هفتم اشاره: صحنههاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصهاى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. در شماره پيشين با بيان مقدمه مفصل درباره اين ارتباط موضوع چهارده شماره همراه با چکيده مباحث آن ارائه گرديد تا خواننده محترم در جريان و پيوند مطالب باشد. اکنون پنجمين شباهت تقديم مي گردد.
شماره پيشين: ظهور خيلي نزديک است! (نزديك بودن آن حادثه بزرگ) 7 - عذاب بزرگ خداوند متعال نسبت به بندگان خود كمال مهربانى را دارد و رحمت او از غضبش بيشتر و پيشتر است. او راه درست زندگانى را براى آفريدگانش ترسيم كرده و توسط فرستادگانش به آنان ابلاغ نموده و پاداشها و ثوابهاى دنيوى و اخروى را براى فرمانبرداران و نيكوكاران وعده و مژده داده و بدكرداران و عصيانگران را به عذابهاى خود تهديد كرده است. او به منظور بازداشتن بندگان از كجروى و جلوگيرى از گرفتار شدنشان در باتلاق گناه و آلودگى، عواقب شوم زشتيها را به وسيله حجتهاى خويش به آنان گوشزد نموده و از كيفرها و عذابهاى دنيوى و اخروى بر حذر داشته است. البته عذابها و كيفرهاى دنيوى بيشتر براى پيشگيرى از گرفتار آمدن در عذاب اخروى است كه عذابى بزرگ و طاقت فرساست. براى اينكه تا دير نشده بدىها را رها كنند و گذشته را جبران نمايند و با توبه و انابه به درگاه حق آثار زشتىها را از جسم و جان خود بزدايند. از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - به عرصههاى رستاخيز؛ كيفرهاى بزرگ و سختى است كه براى بدكرداران مقرر گرديده است. زيرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پايان يافته است. در اينجا به برخى از متون روايى درباره كيفرهاى زمان ظهور اشاره مىكنيم. امام باقرعليه السلام فرمودند: هرگاه حضرت قائم قيام كند، به سوى كوفه مىرود. پس از آن دهها هزار نفر كه «بتريه» ناميده مىشوند و اسلحه پوشيدهاند، بيرون آمده به آن حضرت عرضه مىدارند: از همان جا كه آمدهاى بازگرد، كه ما را به بنى فاطمه نيازى نيست. پس آن حضرت شمشير در ميان آنها مىنهد تا همگى ايشان را از ميان بردارد. سپس داخل كوفه مىشود و هر منافق ترديد كننده را مىكشد و كاخهاى آنان را خراب مىكند و جنگجويان آن ديار را به قتل مىرساند تا خداوند - عزّوجلّ - خشنود گردد.(1) مفضل به عمر جعفى مىگويد از حضرت امام صادق عليه السلام راجع به قول خداوند »وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْاَكْبَرِ«؛(2) البته كه ما آنان را از عذاب نزديكتر به جز عذاب بزرگ بچشانيم؛ پرسيدم. امام صادق عليه السلام فرمود: عذاب أدنى (نزديكتر) گرانى نرخهاست و عذاب اكبر(بزرگ) قيام حضرت مهدىعليه السلام است.(3) در دعاى ندبه مىخوانيم أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ المُعْتَدِينَ أَيْنَ هادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الفُسُوقِ وَالعِصْيانِ وَالطُّغْيانِ أَيْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الغَيِّ وَالشِّقاقِ أَيْنَ طامِسُ آثارِ الزَّيْعِ وَالأَهْواءِ أَيْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الكِذْبِ وَالاِفْتِراءِ أَيْنَ مُبِيدُ العُتاةِ وَالمَرَدَةِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ العِنادِ وَالتَّضْلِيلِ وَالإِلْحادِ أَيْنَ مُعِزُّ الأَوْلِيآءِ وَمُذِلُّ الأَعْدآءِ؛ كجاست درهم شكننده شوكت ]و عظمت پوشالى[ تجاوزگران؟ كجاست خراب كننده بناهاى شرك و نفاق؟ كجاست نابود كننده اهل فسق و گناه؟ كجاست درو كننده شاخههاى گمراهى و دو دستگى؟ كجاست فنا كننده اهل سركشى و طغيان؟ كجاست ريشه كَننده اهل لجبازى و گمراهى و الحاد؟ كجاست عزت دهنده دوستان و خوار كننده دشمنان؟ در قيامت نيز عذاب الهى نسبت به كافران و منافقان و ستمگران فراگير و شديد و دردناك است. چنانكه خداوند مىفرمايد: »اِنَّ الْذَينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ«؛(4) البته كسانى كه به آيات خداوند كفر ورزيدند؛ كيفر سختى دارند. »سَيُصيبُ الَّذينَ اَجْرَمُوا صِغارٌ عِنْدَاللَّهِ وَعَذابٌ شَديدٌ«؛(5) به زودى كسانى كه جرم كردند (و مردم را از مسير حق بازداشتند) به حقارت نزد خداوند و عذاب شديد گرفتار خواهند شد. »سَيُصيبُ الّذَينَ كَفُروا مِنْهُمْ عَذابٌ اَليمٌ«؛(6) بهزودى كسانى كه كفر ورزيدند، آنان را عذابى دردناك خواهد رسيد. »وَلَعَذابُ الْاخِرَةِ اَشَدُّ وَاَبْقى«؛(7) در حقيقت عذاب (و كيفر) آخرت سختتر و پايندهتر است. »يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ اَرْجُلِهِمْ«؛(8) روزى كه عذاب (بزرگ الهى) آنان را از بالاى سر و از زير پاهايشان فرا مىگيرد.
|
|
كهف امان حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) از پدران گرامیش (علیهم السلام)از حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در وصف فرزندش مهدى آل محمّد (علیهم السلام) چنین نقل فرموده است كه : أوسعكم كهفاً ، وأكثركم علماً ، وأوسعكم رحماً یعنی (حضرت مهدى (علیه السلام) ) از همه شما بیشتر مردمان را پناه مى دهد و از همه شما علمش افزونتر است و رحمت و لطفش از همه فراگیرتر . هر كه به آن جناب پناهنده شود و از او تقاضاى لطف و رحمت كند نا امید نخواهد گشت و آن حضرت او را امان خواهد داد و چون همگان را مى پذیرد به همین خاطر كهف امانش از همه وسیعتر است و رحمتش از همه واسعتر این كلام كه به نقل علاّمه حرّ عاملى چهار معصوم آن را نقل فرموده اند گوهرى از خزائن معرفت آن ولىّ الله الأعظم است كه در نهایت ظرافت ، عمق رأفت او را بیان مى كند و وسعت رحمت او را بر عموم یادآور مى شود و از آنجا كه مولى الموحّدین حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) رأفت او را به كهفى تشبیه مى فرماید، مى توان نكته ها فهمید كه چگونه لطف عامّش نه تنها شیعیان و محبّان ، كه حتّى عموم مردمان را فرا گرفته است ، همچون كهفى كه ملجأ هر پناهجوئى است و آغوش امن و امان بر بى پناهان گشوده است و هر كه به او روى آورد ایمن خواهد بود . با استناد به این روایت مى توان گفت كه : هر كه به آن جناب پناهنده شود و از او تقاضاى لطف و رحمت كند نا امید نخواهد گشت و آن حضرت او را امان خواهد داد و چون همگان را مى پذیرد به همین خاطر كهف امانش از همه وسیعتر است و رحمتش از همه واسعتر ، همانگونه كه درباره بشیر(1) یكى از سپاهیان سفیانى در خسف بیداء(وادی میان مکه و مدینه) و خود سفیانى كه مهمّترین دشمنان امام زمان (علیه السلام) است (در منطقه ای از شامات) چنین خواهد بود ، مگر آنكه مردمان از سایه مهرش دورى كند و در برابر این بحر موّاج لطف به ستیزگى برخیزند كه قطعاً به خاك هلاكت خواهد افتاد . پی نوشت (1) بشیر به دستور جبرئیل به خدمت حضرت مهدی(ع) رفته و خبر هلاکت لشکر سفیانی را به ایشان میدهد و سپس به دست آن حضرت توبه میکند و حضرت هم مرحمت کرده و او را به حالت اولش برمیگردانند. نذیر هم برای انذار و برحذر داشتن سفیانی، به شام میرود و او را هم از این جریان خبردار میکند و خود میمیرد. مکه پس از این جریان امنیت خویش را باز مییابد و احدی از پادشاهان و فرمانروایان جرأت نمیکند که به قصد جنگیدن با این جمعیت تازه وارد مکه، بدانجا رو کند و هر کدام هم که راه افتاده بودند برمیگردند که مبادا آنها هم دچار چنین سرنوشتی بشوند. امام(ع) هم که به مرتب کردن و آموزش سپاه ده هزار نفری خویش در مکه مشغول بودهاند، آنها را حرکت داده و رو به مکه میکنند تا اینکه به محلی که سپاه سفیانی فرو رفته بودند میرسند و حضرت به یاوران خویش آن نقطه را نشان میدهند. سفیانی که بخشی از سپاهش در بیابانهای حجاز فرو رفتهاند و بخشی دیگر هم در عراق از سید خراسانی و یمنی شکست جدی خوردهاند، سعی میکند که در منطقه شام تا آنجا که میتواند تجدید قوا کند تا این امکان را بیابد که بزرگترین صحنه جنگ باحضرت را پس از ظهورشان به تصویر بکشد و جنگ خونباری را از دمشق تا قدس به پا کند. |














